تبليغاتX
نوشته - داستان کوتاه | انگلیسی| سریال
وبلاگ بروز نخواهد شد

۱ تیر (21 june) روز جهانی موسیقی ست.

این هفته ای که در آن هستیم در سراسر جهان در خانه ها و خیابانها موسیقی شنیده می شود و کنسرت ها و رقص ها در اکثریت کشورها به چشم می خورد.

تا حالا به این فکر کردید دنیا بدون موسیقی چطور میشد؟

اجازه ندهید وضعیتی که در آن هستیم روحیه ی موسیقی ما را از بین ببرد. این هفته مدام در خانه موسیقی گوش دهید و افراد خانه را به آن تشویق کنید.

سعی کنید با اهل خانواده که ساز موسیقی بلد هستند به همراه آواز که تقریبآ همه می توانند بخوانند موسیقی بنوازید.

اگر کنسرتی قرار است در شهرتان اجرا شود حتمآ سر بزنید.

کودکان را به موسیقی تشویق کنید تا روحیه ی آنها هم زنده بماند.

حتی اگر علاقمند هستید این هفته هفته ی خوبی است برای آغاز یادگیری یک ساز موسیقی. البته اگر علاقمند هستید.

خواننده ها و سبک های موسیقی مورد علاقه خود را با ما تقسیم کنید.


موسیقی وبلاگ به مدت یک هفته

USA for Africa

We are the World, We are the Children

(لینک در بالای صفحه)


لینک های مرتبط:

World music

We Are the World

متن آهنگ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/29ساعت 10:51  توسط Omid  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/25ساعت 23:49  توسط Omid  | 

 

توضیحات: به درخواست بعضی دوستان و هم برای اینکه یک تنوع کاری برای من و یک اثر ثابت برای زندگی من بوجود بیاید این قسمت زندگی من را آغاز می کنم. خوشحال خواهم شد اگر نظر دوستان را در مورد زندگی خودم بشنوم.

این قسمت مربوط به دنیا آمدن من تا بازگشت خانواده مان به ایران می باشد.

 


 

من در تاریخ 27 مهر سال 1365 (1986.10.19) در استانبول ترکیه به دنیا آمدم. روز بدنیا آمدن من تمامی استانبول پوشیده از برف بوده و اکثر مدارس و خیابانها بسته شده بودند. شاید به همین دلیل من سرما و برف را بسیار دوست دارم.

از کودکی ام چندان چیز های مهمی به خاطر ندارم. به همین دلیل بیشتر سعی می کنم که خاطرات پراکنده ای که در ذهنم دارم و همچنین مطالبی که در مورد این دوران به من گفته اند را بنویسم و یا لینک مربوط به آن را بعدآ درج کنم.

 

پدر من در آن دوران پزشکی و تخصص را در دانشگاه چاپای استانبول می گذراند. مادر من هم در همان دانشگاه دندانپزشکی را تمام می کرد.

برای مادر من در آن دوران خیلی سخت بود که هم خانه داری کند هم دانشجو باشد و هم بچه داری کند. اگر چه من نوه ی اول طرف مادری ام هستم و از این نظر مورد توجه قرار می گیرم اما از نظر مادر و پدر دانشجو ام در آن دوران فکر کنم بیشتر دردسر بوده ام.

سختی ها برای خانواده من در آن زمان اتمام نداشت. رفت و آمد زیاد خانواده مادر و پدرم آنها را خسته می کرد. از طرفی مشکلات مالی که میان خانوادگی بوجود می آمد از دردسرهای دیگر انها بود. هر چه باشد پدر من زن و بچه داشت و تقریبآ مستقل شده بود اما از آنجایی که هنوز دانشجو بود نمی توانست استقلال مالی پیدا کند. اما پس از اینکه پدرم وارد تخصص شد از پدرش خواست که دیگر پول برای آنها نفرستد و آنها به هر قیمتی خواستند که مستقل شوند. این دوران با آغاز جنگ ایران و عراق بدتر هم شد. دیگر تبادل کالا و پول تقریبآ غیر ممکن شده بود و این برای کسانیکه خارج از کشور هستند یعنی عذاب الهی.

 

آنطور که از پدر و مادرم شنیده ام در بچگی مثل الان در حالت عادی ساکت و آرام بودم و بیشتر درون خودم بوده ام. اما مواقعی که به چیزی نیاز داشتم و یا قرار بود کاری انجام دهیم و یا شاید جایی برویم خیلی بچه ای بدعنق و بیزارکننده ای بوده ام. مخصوصآ سر غذا خوردنم بقدری مادرم را اذیت می کرده ام که مادرم بیچاره از دست من گریه می کرده.

 

از صحبت های دیگران فهمیدم که من در بچگی به دو چیز بسیار علاقه داشتم که در این دو مورد زبانزد بین فامیل شده بودم. یکی علاقه بسیار من به وسایل آشپزخانه بخصوص قابلمه و قاشق چنگال بود. هر چقدر فکر می کنم دلیلش را نمی دانم اما می گویند زمانیکه حوصله ام سر می رفت و یا در مهمانی یا حتی خانه ی خودمان می خواستند مرا ساکت کنند به من چندتا قابلمه می دادند و من ساکت می شدم و با آنها بازی می کردم.

 

دومین چیز حیوانات بودند. من یادم است که در حیاطمان گربه های زیادی می آمدند. احتمالآ خانه ی بسیاری از آنها آن اطراف بوده. من با آنها بازی می کرده ام یا آنها را نگاه می کردم. موقع غذا دادن به من مجبورآ مادرم به آنها هم کمی غذا می داد تا من هم غذا بخورم. اما احتمالآ میزان غذایی که گربه ها می خوردند از من بیشتر بوده.

همچنین من در آن دوران از یک لاکپشت و یک بوقلمون نگهداری کرده بودم که هردوی آنها توسط گربه ها کشته شدند.

 

(متن کامل در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/24ساعت 11:48  توسط Omid  | 

چارلز دیکنز، داستان نویس بریتانیایی که با آثار جذاب و پرخواننده خود، توجه دنیایی را به تباهی های زائیده از فقر و بی عدالتی جامعه اش جلب کرد، در نهم ژوئن ۱۸۷۰ میلادی درگذشت.

دیکنز در کودکی و نوجوانی، اثرات ناگوار فاصله طبقاتی و بی پناهی تهیدستان را لمس کرده بود و با وجود محرومیت نسبی از تحصیلات رسمی، عشق وافری به مطالعه آثار بزرگان ادبیات سرزمین اش داشت.

او بعدها با استفاده از خوانده ها، مشاهدات و تجربیاتش از لایه های مختلف جامعه، همچون نویسندگان واقع گرای دیگری چون بالزاک و داستایفسکی قصه ها و شخصیتهایی خلق کرد که واقعیات ناگفتنی اجتماع او و روحیات انسانی را به روشنی تمام به دنیا شناساند.

در بریتانیای امروز با گذشت بیش از ۱۳۰ سال از مرگ دیکنز، او همچنان در عرصه های داستان سرایی و شخصیت پردازی سرآمد نویسندگان این سرزمین محسوب می شود.

رمانهای انسان گرایانه دیکنز باعث شد انگلستانی که در آستانه انقلاب صنعتی به سر می برد و عطشی سیری ناپذیر به تصاحب ثروت و ارزشهای مادی نشان می داد، از دیدن سیمای خود در آینه آثار او منقلب شود و حرص و آز و خودخواهی نهفته در ارزشهای دروغین خود را بشناسد.

هفته گذشته ادبیات داستانی ایران هم یکی از چهره های پرکار خود را از دست داد. نادر ابراهیمی، نویسنده ای که همچون دیکنز از اولین سالهای عمر، طعم ناملایمات زندگی را چشید و همچون او اهمیت خاصی برای پرورش ذهن کودکان و بهبود شرایط زندگی آنها قائل بود، بعد از جدالی طولانی با بیماری درگذشت.

اگر با کتاب و کتابخوانی میانه دارید، برای ما بنویسید در صورتی که می توانستید یکی از نویسندگان یا شاعران مورد علاقه تان را که اکنون در قید حیات نیست، به زندگی برگردانید و امکان نوشتن و آفریدن را بار دیگر در اختیارش بگذارید، چه کسی را انتخاب می کردید؟


آخرین اخبار:

آیشواریا رای، 'ملکه بالیوود'

کشف 'قدیمی‌ترین' کلیسای جهان در اردن

بخشی از میراث باستانی عراق در آمریکا کشف شد

پاندای کونگ فو کار در صدر پرفروش‌های آمریکا

دکتر باطنی، زندگی نامه

چنگیز آیتماتوف درگذشت


پی نوشت: یکسری از لینکهای وبلاگهایی که لینک وبلاگ نوشته را حذف کرده بودند و یا حدود یکسال یا بیشتر بروز نشده بودند را حذف کردم. امیدوارم که دوستان دلگیر نشوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 15:41  توسط Omid  | 

بیستم خرداد روز صنایع دستی است و در ایران به مناسبت فرارسیدن هفته ای که هفته صنایع دستی نام گرفته است، از تمبر یادبودی رونمایی شده که بر آن تصویر گلدانی میناکاری دیده می شود.

در حالی که بعضی معقتدند کمرنگ شدن فرهنگهای بومی جوامع مختلف در دهه های های اخیر باعث تضعیف صنایع سنتی کشورها شده است، شماری از صنعتگران و هنرمندان هم چنان می کوشند هنرهای بومی سرزمین خود را زنده نگه دارند.

امروزه تولید و خرید و فروش محصولات صنایع دستی نه فقط به انگیزه های فرهنگی بلکه به انگیزه های قوی تجاری و برای تقویت گردشگری دنبال می شود.

از سده های پیش در ایران صنایع دستی مختلفی چون قالی بافی و گلیم بافی، سوزن دوزی، نمدمالی، سفالگری، طلاکوبی، شیشه گری و سنگ تراشی رواج داشته است. در افغانستان هم که مشترکات فرهنگی زیادی با کشور همسایه اش دارد، ساختن ظروف مسی و چوبی، قالین بافی، خامک دوزی و چپن دوزی از صنایع دستی رایج محسوب می شوند.

با این حال روند رشد صنایع دستی در ایران یکدست نبوده است و بعضی معتقد اند که گسترش تکنولوژی و رواج زندگی ماشینی، از سویی و فقدان مدیریت و حمایت کافی از سوی نهادهای قدرتمند از سویی دیگر، رونق و شکوفایی این صنایع را تحت الشعاع قرار داده و به منسوخ شدن بسیاری از صنایع ارزشمند سنتی منجر شده است.

معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی ایران در گفت و گویی با خبرگزاری ایسنا، نبود یک بانک اطلاعاتی را منشاء شماری از کاستی ها در این زمینه دانسته و گفته است که احیای بعضی از رشته های منسوخ شده و فراهم کردن بیمه برای هنرمندانی که در این رشته ها فعالند مستلزم ایجاد چنین بانکی است.

شما به فرآورده های صنایع دستی تا چه حد علاقه دارید؟ وقتی به قصد سیر و سیاحت برای اولین بار به شهری سفر می کنید، خرید محصولات صنایع دستی آن محل جزو برنامه های سفرتان هست؟ آیا حاضرید برای حمایت از هنرمندان فعال در این صنایع بجای استفاده از محصولات ماشینی، بهایی گرانتر بپردازید و از فرآورده هایی استفاده کنید که ثمره خلاقیت و هنر آنها هستند؟


آخرین اخبار:

ساخت فیلم جنگی جعفر پناهی متوقف شد

"بزرگترین" نقاشی خاورمیانه در امارات

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/20ساعت 18:35  توسط Omid  | 

بتازگی بازار سینمای کمدی در ایران رونقی قابل توجه پیدا کرده است و به گفته ناظران، فروشهای میلیارد تومانی فیلمهای کمدی چون "اخراجی ها" و "دایره زنگی"، سینماگران را بر آن داشته که به تولید این فیلمها بیش از آثار درام و ملودرام روی بیاورند.

به عقیده این عده، اگر در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی، دوستداران سینما در ایران اغلب به انگیزه تماشای فیلمهای اکشنی چون "عقابها" و "کانی مانگا" به سینما می رفتند، اکنون بیشتر برای گذراندن ساعتی مفرح و فارغ از دغدغه های روزمره به سالنهای سینما روی می آورند.

خبرنگاران حوزه سینما می گویند که بسیاری از فیلمسازان جوان و تازه کار با وجود علاقه شخصی به فیلمهای درام، به تولید فیلمهای کمدی می پردازند زیرا می خواهند تماشاگران بیشتری را به سینما جلب کنند تا بتوانند به آسانی برای فیلمهای آینده خود تهیه کننده و سرمایه گذار پیدا کنند. این تمایل حتی در بعضی کارگردانها که پیش از این به تولید فیلمهای جنایی و پلیسی می پرداختند به چشم می خورد.

گفته می شود که در سالهای اخیردر ایران هیچ یک از فیلمهای غیرکمدی نتوانسته اند فروشی هم سنگ آثار کمدی داشته باشند و فیلمی درام چون "سنتوری" هم که انتظار می رفت در عرصه رقابت مالی از فیلمهای کمدی پیشی بگیرد، اجازه نمایش نیافت.

بعضی صاحب نظران با اشاره به محبوبیت سینمای کمدی در سالهای پس از جنگ جهانی دوم در جهان می گویند معمولا در دورانی که روحیه یاس و نومیدی بر جامعه غالب باشد، فیلمهای کمدی با استقبال زیاد مواجه می شوند.

علاوه بر این، به گفته تحلیل گران، آسیب پذیری فیلمهای کمدی در برابر موانع و محدودیتهایی چون سانسور کمتر است و بافت کلی این فیلمها در صورت اعمال ممیزی، کمتر از فیلمهای دیگر لطمه می بیند. همین امر سینماگران را تشویق می کند که در عرصه فعالیت هنری، مسیر هموارتر تولید کمدی را در پیش بگیرند.

نظر شما در مورد دلایل رواج فیلمهای کمدی در ایران چیست؟ اگر به سینما و آثار سینمایی علاقه مند هستید، ترجیح می دهید چه نوع فیلمی را تماشا کنید؟ آخرین فیلمی که دیده اید از کدام ژانر سینمایی بوده است؟


آخرین اخبار:

سینمای عامه پسند و راه دشوار سینمای هنری

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/18ساعت 21:8  توسط Omid  | 

انسانها فراموش می کنند... این نوشته ها هستند که باقی می مانند...

Image and video hosting by TinyPic


آخرین اخبار:

اولین همایش جهانی رسانه‌ ها با حضور شیرین عبادی

مل فرر، هنرپیشه کهنه‌کار آمریکایی درگذشت

نگاهي به ترجمه جديد سرمايه کارل مارکس

نادر ابراهیمی، نویسنده ایرانی، درگذشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/15ساعت 21:0  توسط Omid  | 

وبلاگ نویسانی مثل من که معمولآ می نویسند بعد مدتی دست از کار می کشند و دیگر نمی نویسند.

بله وبلاگ ما دو ساله شده اما کارم چقدر بهتر شده یا خواننده های وبلاگم چقدر بیشتر شده؟!! با یک حساب سر انگشتی می بینم که تقریبآ فرقی نکرده....

پس این همه کار من بیهوده بوده؟ بیشتر موقع هایی که می خوام وبلاگ را بروز کنم از خودم می پرسم اصلآ من برای چی اینجا می نویسم؟ اصلآ هدفم از نوشتن چیه و این وبلاگ برای من چه سودی داره؟

آیا قراره سودی داشته باشه یا نوعی دل خوش کنی و تخلیه روانی هستش؟ والا نمی دونم برای من کدومه اما این را می دونم که هر چقدر میگذره دل کندن ازش سختر میشه و به همون مراتب نوشتن!

آیا قراره حتمآ کسی این نوشته ها را بخونه؟ اگر شما صاحب وبلاگ هستید جواب سوالات منو بدید خیلی دوست دارم بدونم.... برای چه وبلاگ زدید و ادامه میدید؟ آیا برایتون مهمه که خواننده داشته باشید و مطالبتون خوانده شوند؟

برای من مهم هست ولی نه آنقدر که بخوام نوشتن را قطع کنم بلکه معمولآ باعث میشه جهت یا سبک نوشتنم را عوص کنم. حالا اینکه همین کار هم چقدر درسته یا نه جای بحث دارد.

ولی این دید همیشه نسبت به وبلاگم وجود داشته که اینجا محلی برای محک زدن افکارم هست و جایی که میتونم حداقل برای چندین نفر حرف بزنم. فکر کنم همین برای آدم هایی مثل من کافی باشه ...


آخرین اخبار: (سری کامل در "مطالب خواندی" ستون سمت چپ)

جوایز فیلم ام تی وی در کالیفرنیا اهدا شد

آلبوم عکس: ایو سن لوران

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/13ساعت 19:2  توسط Omid  | 

آخرین روز ماه می روز جهانی مبارزه با سیگار است. سازمان بهداشت جهانی به همین مناسبت از دولتهای جهان خواسته است که آگهی های تجاری مربوط به سیگار را ممنوع کنند.

به گفته این سازمان محدودیتهایی که هم اکنون از جانب دولتها اعمال می شود برای برکنار نگه داشتن جوانها از سیگار و روشهای پیچده ای که در بازاریابی این کالا بکار می رود کافی نیست.

در ایران، بر اساس قانون مبارزه ملی با دخانیات، هر نوع تبلیغ یا تشویق به مصرف دخانیات ممنوع است و کسانی که در اماکن عمومی سیگار بکشند با جریمه نقدی مجازات می شوند.

با این حال مشخص نیست که ابلاغ این قانون از سوی دولت، تا چه حد تاثیرگذار بوده است. بر اساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی در سال 2007 بازار ایران همچنان برای شرکتهای چند ملیتی تولید سیگار،اهمیت فراوان دارد.

از جمله کشورهایی که در مبارزه با سیگار موفقیتهایی قابل توجه داشته اند کاناداست که تعداد افراد سیگاری در آن به کمترین حد طی چهل سال اخیر رسیده است.

در همین حال دولت بریتانیا هم تدابیر تازه ای را برای مبارزه با سیگار و جلوگیری از روی آوردن افراد کم سن و سال به این کالای دخانی پیشنهاد کرده است از جمله این که مغازه دارها محصولات دخانی را در معرض نگاه مشتری قرار ندهند.

همچنین پیشنهاد شده فروش بسته های ده تایی سیگار که در مقایسه با بسته های بیست تایی قیمت کمتری دارند، متوقف شود تا جوانها از فکر خرید سیگار منصرف شوند.

نظر شما درباره چنین اقداماتی برای مبارزه با سیگار چیست؟ آیا این سیاستها را در کاهش مصرف سیگار موثر می دانید؟

اگر سیگاری هستید، سیگار کشیدن را از چه سن و سالی شروع کردید و راجع به این ممنوعیتها چه فکر می کنید؟

World No Tobacco Day

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/11ساعت 18:52  توسط Omid  | 

دوستان نوشته خوان

بدلیل شروع امتحانات بنده و دلایل دیگری که به شما ربطی نداره وبلاگ تا یک ماه به غیر از معرفی روزهای مهم فرهنگی و قسمت اخبار فرهنگی هنری (مطالب خواندنی ستون سمت چپ وبلاگ) وبلاگ بروز نخواهد شد.

ادامه سریال خالق کوچولو فقط یک قسمت خواهد بود و پس از آن تا مدتی نخواهم نوشت. زیرا احساس کردم از میزان تعقیب کنندگان آن کم شده و نظری در مورد اینکه داستان را به چه سمتی ادامه دهم ندارم و از جانب شما هم نظری دریافت نمی کنم.

احتمالآ پس از یک ماه تنها نوشته های یادداشت خواهند بود.

باز هم اصرار می کنم علاقمندان مطالب فرهنگی هنری ادبی حداقل هفته ای یک بار به ستون مطالب خواندنی سر بزنند.

فعلآ همین .... شاد باشید

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/10ساعت 23:6  توسط Omid  | 

 

0000000000000000000000000100000000000000000010101000000000000000

0000000000000000000000000000010100100000000000000000000000000001

0100100000000000000000000100000000000011111111100100100000000000

01010101000000101101100100010001010100100100000000000101001001100

00000011001000101010000000101010000000000000000001001000101000000

00000000000000000000000000000001010001010101010101010101010111111

11111111100000000000000000000001010010010101010001000000000000000

00000000000000010101001010110000000000000000001010010010101010101

01111100000000000000001010010010101010000000000000000000101001001

01000101100001011001010101010101000000000001010010101010101010111

KHALEGH KUCHULU

Version 02

11111111111111101010010101010101000100100010100000000000000000000

00000000000000000000010111111111110010010101111000001010100100000

00000000000000001100100101010000000000000000000010100100010000000

01011100010000000000000000000000000101001000010101010010010000000

00010111010010000101010101000000000000000000000000000000000000000

00001010100101010101010010010010000001110100010010101010100000000

00000000111100010001010000101001010010101010101010001000101001001

10101010101010100000000101010101000000101010101111110010010000010


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 14:48  توسط Omid  |