من از تلويزيون ۴۵ اينچی خانه مان می ترسم.
هنگامی که روبروی صفحه تختتش قرار می گيرم وسوسه ام می کند که روشنش کنم. تلويزيون به من می گويد شلوار جين ليوايز با تی شرت بوسينی و کفش نايک بپوشم. تلويزيون می گويد به مک دونالد بروم و مثل نانسی عجرم پپسی بنوشم. وقتی آن دختر موطلايی شکلات را در دهانش آب می کند دلم لک می زند برای هردويشان.
از وقتی اين تلويزيون هوشمند با پايه حرکتی قابل کنترل و با قدرت ذخيره تصاوير به خانه مان آمده چاق تر شده ام. از خانه کمتر بيرون می روم.
او استاديوم را به خانه ام آورده؛ کافی است در قسمت تنظيمات صدا گزينه sport را انتخاب کنم حالا اينجا با آن باندهای بزرگ پخش صدا، استمفوردبريج است. حتی می توانم با فناوری ذخيره تصاوير، صحنه آفسايد را عقب و جلو کنم و ببينم لمپارد در آفسايد ايستاده بود يا نه؟
تلويزيون مرا در خانه ام زندانی کرده، ديگر به سينما نمی روم تا کينگ کنگ و عصريخبندان را ببينم همينجا تلويزيون شبه سه بعدی، تصاوير را واقعی کرده است.

وقتی کينگ کنگ سنگ را پرتاب می کند جاخالی می دهم تا سنگ به من نخورد چون برای ديدن تصاوير سه بعدی عينکی وجود ندارد تا آن را بردارم. وقتی فيلم های استيون سيگال و ژان کلود وندام را می بينم مجبورم سرم را ميان پاهايم پنهان کنم.
تلويزيون مرا ديوانه کرده. وقتی شيک پوشی و خوش لباسی کايلی مينوگ، ديويدبکهام ،گوئن استفنی خواننده پاپ، سی ينا ميلر و ريچل بيلسون بازيگر را از تلويزيون می بينم از خودم بدم می آيد، از اين که اينهمه از مدافتاده و قديمی لباس می پوشم.
وقتی سريال دوستان (Friend) و شومن های تلويزيون را می بينم به خودم می گويم که چه قدر موجود بدبختی هستم آنها در هر سکانس فيلم يا در هر اجرا يک دست لباس عوض می کنند اما من فقط يک دست لباس مهمانی دارم.
من از تلويزيون می ترسم. وقتی خاموش است خودم را در آئينه اش تماشا می کنم. لبخند می زنم انعکاس تصويرم می خندد. وسوسه ام می کند که روشنش کنم و شوی مدونا را ببينم.
مدونا با آن لاتکس چسبان و سياه رنگ غريزه ام را بيدار می کند. هربار که مدونا را می بينم چشمهای جادويی اش ميخکوبم می کند و ناخودآگاه جلوی تلويزيون دراز می کشم بدنم شل می شود و بی حال می شوم.
نمی خواهم مدونا را ببينم، حتی نمی خواهم پاريس هيلتون را با آن پوست سفيد و موهای های لايت ببينم.
نمی خواهم به کانال Fashion TV خيره می شوم و شاهد چپ و راست شدن باسن مدلها باشم. نمی خواهم ابرو گوندش را با آن همه آرايش برای در ATV ترکيه ببينم. نمی خواهم نانسی عجرم و حيفا را در کانالهای عرب ست ببينم. می خواهم خانه ام ساکت باشد. نمی خواهم صدای هيچ کدامشان را بشنوم.
اما باز تلويزيون وسوسه ام می کند.
اصلا چه کسی گفته شو ببينم. شبکه های خبری را می بينم.
بی بی سی مستندی از آفريقا پخش می کند. سياههای برهنه بدون هيچ پوششی ايستاده اند. يک سفيد پوست آنها را علامت گذاری می کند، آل گرفته اند. زير پوستشان کرمهايی لول می زند و بايد آنها را خارج کرد.
الجزيره يک خودروی دود گرفته را نشان می دهد گزارش می گويد اينجا خاورميانه است، پر از آشوب، بمبگذاری انتحاری و تروريست.
آن گوشه دنيا توفان بيداد می کند گوشه ای ديگرش مردم را از بمب اتمی و القاعده می ترسانند.
همه از هم می ترسند، مثل من که از جعبه جادويی می ترسم.
کتابم را دستم می گيرم و ميان سطرهايش پنهان می شوم. نيم نگاهی به تلويزيون می اندازم، دوباره وسوسه ام می کند روشنش کنم. می روم کنار کتابخانه کتابها را می آورم و جلوی تلويزيون يکی يکی می چينم. ديوار کتابی را تا آنجا بالا می برم که ديگر اثری از تلويزيون پيدا نباشد. نفس عميق می کشم .چون می دانم کوکا کولا نمی تواند مرا آواز خوان کند. لباس جين ليوايز نمی تواند مردان ميانسال را به مردان بيست ساله دارای جاذبه جنسی تبديل کند و يا آدامس ريگی نمی تواند مرا به مقاربتهای جنسی پرهيجان هدايت کند. حالا ديگر نمی ترسم.
روزی یکی از مدیران عالی رتبه ی شرکتی به مدت یکروز تمام بر فراز نیویورک با بالن به گردش می پردازد. طی بد شانسیی نقشه اش در طی گردش پایین می افتد و او گم می شود.
سپس در حالیکه برای فرود بدنبال جای مناسبی می گشت بالای یکی از آسمان خراشها مردی را می بیند که آسوده خاطر ایستاده است و سیگار می کشد.
مدیر از او می پرسد: میبخشید من الان کجا هستم؟
مرد پاسخ می دهد: از زمین ۵۰۰ پا فاصله دارید و در یک بالن هستید.
مدیر عصبانی می شود و می پرسد: شما مهندس هستید درسته؟
- بله شما از کجا فهمیدید؟
- چون تو دردسر افتادم و از شما سوالی می پرسم. جواب شما ۱۰۰٪ درست است اما به هیچ درد من نمی خورد.
- شما هم باید مدیر باشید مگه نه؟
- بله تو از کجا فهمیدی؟
- چون از زمین ۵۰۰ پا فاصله دارید در یک بالن هستید. گم شدید. نقشه ندارید. در وضعیت بدی هستید و همه ی اینها الان تقصیر من شده.
فرستاده شده توسط یکی از دوستان ترک زبان
لادن پارسی
 |
|
| از راست: بهمن فرمان آرا، محمد علی سپانلو و ضیا موحد، تعدادی از شرکت کنندگان در مراسم |
عصر چهارشنبه سيزدهم دی ماه در مراسمی در تالار ناصری خانه هنرمندان در تهران، برگزيدگان ششمين دوره جايزه ادبی گلشيری معرفی و جوايز خود را از شعرا و نويسندگان پيشکسوت دريافت کردند.
بنياد فرهنگی گلشيری پس از درگذشت هوشنگ گلشيری نويسنده مشهور ايران در سال ۱۳۷۹ توسط فرزانه طاهری همسر و دوستداران او تاسيس شد. اين بنياد هرسال از بين آثار منتشر شده، بهترين مجموعه داستان اول، بهترين مجموعه داستان، بهترين رمان اول، بهترين رمان و بهترين تک داستان را انتخاب می کند.
مجموعه داستان اول
در بخش مجموعه داستان اول، مجموعه باغ های شنی نوشته حميدرضا نجفی از مجموعه شهرزاد که زير نظر بنياد گلشيری اداره می شود، به دليل پرداخت موفق شخصيت های حاشيه ای، استفاده هوشمندانه از زبان غنی و رنگين اصطلاحات زيرزمينی، خلق لحن روان روايی، پايان بندی موفق داستان ها ويکدستی مجموعه در عين تکراری نبوده داستان ها جايزه نخست را به دست آورد.
محمدحسين شهسواری رای داوران مجموعه داستان اول را اعلام کرد و محمدعلی سپانلو جايزه نقدی، لوح تقدير و تنديس مسابقه را به حميدرضا نجفی اهدا کرد.
مجموعه داستان
در بخش مجموعه داستان، هيات داوران مجموعه "سمت تاريک کلمات" نوشته حسين سناپور را به دليل استفاده هوشمندانه از عناصر گفتگو و لحن در فضاسازی و خلق شخصيت های پيچيده، ايجاد کشش داستانی در موضوعات ظاهرا روزمره، يکدستی مجموعه در عين تکراری نبودن داستان ها، نگاه ظريف و ژرف به روابط مدرن شهری زنان و مردان و زبان پيراسته و متناسب با اثر را به عنوان مجموعه داستان برگزيده سال ۸۴ انتخاب کردند.
 |
|
| سپانلو جایزه حمید رضا نجفی را اهدا می کند |
نسترن موسوی به نمايندگی از داوران برنده اين قسمت را معرفی کرد و لی لی گلستان جايزه نقدی، لوح تقدير و تنديس مسابقه را به حسين سناپور اهدا کرد.
احمد اخوت، کامران بزرگ نيا، علی خدايی، محمدحسين شهسواری و نسترن موسوی بخش مجموعه داستان ها را داوری کردند.
رمان
در بخش رمان اول، هيچ اثری اکثريت آرا را به دست نياورد.
يونس تراکمه، به نمايندگی از اعضای هيات داوران در بخش رمان، اعلام کرد که دو اثر مشترکا بالاترين امتياز را کسب کردند. اين رمانها به ترتيب الفبايی نام نويسنده عبارتند از:
1- رمان چهار درد نوشته منيرالدين بيروتی به دليل قدرت قصه گويی و استفاده از زبانی درخور، شخصيت پردازی موفق از طريق تک گويی و تنوع لحن، نوآوری در روايت و خلق شبکه درهم تنيده ای از روايتها و فضاسازی موفق و ارائه تصويری درخشان از زير پوست يک شهر و مناسبات آن به عنوان مشترک بهترين رمان ۱۳۸۴ برگزيده شد. منيرالدين بيروتی در دوره چهارم جوايز گلشيری مجموعه داستان اول شده بود.
2- رمان رويای تبت، نوشته فريبا وفی به دليل نمايش موفق تاثير رويدادهای اجتماعی و تاريخی در زندگی بيرونی و درونی شخصيت ها، روايت هوشمندانه عشق، زبان موجز و روان، اجرای موفق جريان سيال ذهن به مدد گفتگو و دقت در استفاده از جزئيات در خدمت ترکيب داستان به عنوان مشترک بهترين رمان ۱۳۸۴ انتخاب شد.
جوايز منيرالدين بيروتی و فريبا وفی را سيمين بهبهانی اهدا کرد. شهلا پروين روح، يونس تراکمه، محمد حسينی، محمود فلکی و مهسا محب علی نيز داوری بخش رمان را به عهده داشتند.
 |
|
| یونس تراکمه منیر الدین بیروتی را معرفی می کند |
در آغاز اين مراسم فرزانه طاهری مترجم و مديرعامل بنياد گلشيری در گزارشی روند انتخاب آثار را توضيح داد. وی با انتقاد از روند بررسی وزارت ارشاد که منجر به "لاغر شدن تحميلی" کتاب ها می شود، گفت که برای نمايشگاه کتاب تعدادی از کتاب ها با مجوز يکبار انتشار به بازار کتاب راه يافتند.
خانم طاهری درباره واکنش نويسندگان نسبت به مميزی آثارشان گفت بعضی پيشاپيش مميز آثارشان می شوند، حتی فصل هايی از کارشان را حذف می کنند يا مقدمه و موخره ای به قول صادق هدايت لايتچسبک به اثر خود اضافه می کنند تا از سد سانسور بگذرند.
وی افزود: ولی اين مهر به ظاهر نامريی بلامانعی که ماموران بررسی بر کتاب می زنند را خود کتاب رو می کند. در چند مورد امسال با اين آثار حرام شده که مهر حلال خورده اند، مواجه شديم. همه ما بسيار تاسف خورديم، ولی نمی توانستيم آن آثار را در داوری لحاظ کنيم.
عبدالعلی عظيمی دبير ششمين دوره جايزه ادبی هوشنگ گلشيری هم در سخنانی گفت امسال سال بسيار بدی بود که نامطمئن و با تاخير آغاز شد. روند کند صدور مجوز آثار داستانی تا پيش از نمايشگاه کتاب ما را با اين پرسش رودررو کرد که آيا اساسا با اين آثار قليل و بعضا مثله شده می توان يا (اصلا آيا) بايد جايزه برگزار کرد؟
اما برای نمايشگاه تا حد قابل توجهی از سخت گيری کاسته شد. بعد متوجه شديم بعضی از کتاب ها فقط در نمايشگاه توزيع شده اند و بس. تعداد آثار منتشر شده و شرايط تا حدودی معقول شد و توانستيم جايزه را تدارک ببينيم.
 |
|
| سیمین بهبهانی جایزه فریبا وفی را اهدا می کند |
بنا به اعلام هيات داوران تک داستان کوتاه برگزيده ششمين دوره جايزه ادبی گلشيری بعدا اعلام خواهد شد.
در اين مراسم بهمن فرمان آرا، ضياء موحد، شهلا لاهيجی، ناصر زراعتی، جلال سرفراز، مهين خديوی، فرشته ساری نيز حضور داشتند.
جوايز ادبی مستقل در راه
جايزه ادبی يلدا به دليل کمی تعداد آثاری که شامل سانسور وزارت ارشاد می شوند و مشکلات مالی امسال برگزار نشد.
جايزه مهرگان هم با اختلافاتی که برگزارکنندگان آن با اتحاديه ناشران داشتند، از اتحاديه جدا و مراسم را مستقلا برگزار کردند.
جايزه شعر بيژن جلالی در اواخر دی و جايزه صادق هدايت به احتمال زياد در بهمن ماه برگزار خواهد شد.
سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.
به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.
بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که ار.پاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.
در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.
در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.
تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.
منبع: مجله اینترنتی فریا
در ادامه مطلب عکس هایی از درخت کریسمس کشورهای مختلف جمع آوری شده است. از دست ندهید.
ادامه مطلب
با سلامی گرم خدمت همه دوستان
امیدوارم شب یلدای خوبی را به همراه خانواده و دوستان گذرانده باشید. ثبت نام برای مسابقه پاییزی وبلاگهای ادبی تمام شد. از این پس می توانید برای مسابقه زمستانی آخرین دوره مسابقات امسال ثبت نام کنید.
نتایج اولیه ی مسابقه را تک تک به وبلاگهاتون فرستاده خواهد شد و در نهایت نتایج در اینجا و سایت نوشته اعلام خواهد شد. تصمیم گرفتم که این دو دوره ی باقیمانده را مانند دوره های پیش اجرا کنم چون تغییر وسط سال برای مسابقه امکان پذیر نیست و حق دیگر وبلاگها در انتخاب وبلاگ سال شاید پایمال شود. در نتیجه اگر باز هم این روند را ادامه میدیم از شما پوزش می خوام اما نظرات شما را برای مسابقات آینده در نظر می گیرم.
نتایج این دوره شاید کمی تاخیر داشته باشند چراکه با سالروز عید مسیحی (ژانویه) تداخل پیدا می کنیم و از آنجایی که همه مشغول هستند خب ما هم مشغول میشیم. اما نگران نباشید, دو هفته بعد با مطالب جالبی از جمله نتایج مسابقه, قسمت جدید خدمتکارانم ویژه کریسمس و مطالب و مقالات ویژه کریسمس در خدمت شما خواهیم بود. پس تا بروز کردن مجدد وبلاگ, شما از مطالب گذشته وبلاگ و همچنین دو وبلاگ تازه احداث ما دیدن کنید. امیدواریم از مطالب همه وبلاگهای ما استفاده لازم را ببرید.
سفسطه - به امید ایرانی نو - نگاهی تازه به رویدادها و وقایع ایران و جهان و ایجاد روشی نوین برای تحول ایران
http://safsate.blogfa.com
اطلاعات و آموزش در خصوص ارتباط با جنس مخالف
http://hotdate.blogfa.com
اعلام نتایج و اخبار مسابقات وبلاگهای ادبی به همراه قوانین و مطالب مورد نیاز برای ارتقا کیفیت وبلاگها و سایتها
http://neveshte.50webs.com
امید فرشی